تبلیغات
سرگرمی - شعر زیبای مرد چهار زنه
داغ کن - کلوب دات کام
شعر زیبای مرد چهار زنه

مرد چهار زنه دوستی داشتم لرستا نی یار دیرینه ی دبستانی دیدمش بعد سالیان دراز همرهش چار زن همه طناز مات و مبهوت گشتم از حالش كه لری آهوان به دنبالش گفتمش: چهار زن ؟ خدا بركت ! تو چگونه كنی ز جا حركت گفت : این كار ماجرا دارد هر یكی حكمتی جدا دارد اولی را كه هست خوشگل و ناز من گرفتم ز خطه ی شیراز تا كه شب ها قرینه ام باشد سر او روی سینه ام باشد بهر اوقات روزهایم نیز زن گرفتم ز خطه ی تبریز چون زن ترك، خوش بر و بازوست خانه دار و نظیف و كد بانوست دست پختش كه محشر كبراست بهتر از آن، سلیقه اش غوغاست ظرف یك سال بسته ام بارم چون زنی هم ز اصفهان دارم كشد از ماست تار مویی را یادمان داده صرفه جو یی را دركم و بیش اوستاد ست او متخصص در اقتصاد است او بس كه در اقتصاد پا دارد بی گمان فوق دكترا دارد زن چارم كه ختم آنان است شیری از خطه ی لرستان است گفتمش با وجود آن سه هلو زن چارم بر ای چیست؟ بگو گفت گهگاه بنده گشتم اگر عصبانی ز همسران دگر آن زمان جا ی آن سه تا، بی شك این یكی را كشم به زیر كتك

دوست گلم با نظراتت و شرکت در نظر سنجی ما را در بهتر شدن این وبلاگ کمک کن 

جای تبلیغات شما









تبلیغات پیامکی